محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2342

مرآة البلدان ( فارسى )

كرده بستر و مجراى قديم اين شط را كه به درياى مازندران مىريخته انكشاف نموده و معلوم كرده كه در حوالى خليج بالخان به دريا داخل مىشده است . كاپتين موراويف كه در افواج خاصهء اعليحضرت امپراطور روس اول سلطان بود و بعد به منصب سردارى و فرمانفرمائى ايالات بزرگ مملكت روس نايل آمد در سنهء هزار و هشتصد و نوزده مسيحى مطابق هزار و دويست و سى و پنج هجرى كه تقريبا شصت و دو سال قبل باشد به حكم دولت متبوعهء خود سفرى به خيوه كرده در سفرنامهء خود چنين مىنگارد : « بعد از آن‌كه از سواحل بحر خزر به طرف خيوق حركت نمودم تقريبا دو ثلث راه را پيموده بودم كه به اصل سرحدات مملكت خيوه رسيدم و ده روز على الاتصال راه پيموده بودم تا به بستر شط بزرگ عتيقى كه خشك شده بود رسيدم . عرض اين بستر ششصد و پنجاه قدم مىشد و يك صد پا عمق داشت . اطراف اين بستر عميق خيلى سراشيب است و از هر نقطه نمىتوان ورود به بستر نمود مگر از جاهاى مخصوص . اين منزل كه يكى از منازل خيوه است موسوم به سارى غمش ( قمش ) مىباشد . منزل ديگر كه بيش دشيك بود آن هم در يكى از چمهاى اين بستر خشك شده است . بر من يقين شد كه مجراى قديم جيحون كه پطر كبير جمعى را به انكشاف آن مأمور كرد و نتوانستند آن را پيدا كنند همين است و جز اين نبايد باشد . از بلدها و راهنمايان كه همراه بودند سؤال كردم . آنها نيز گفتند مجراى شطى بوده كه حالا خشك است و يقينا مجراى جيحون بوده است . بعضى مىگفتند اسم رودخانه اوس‌بوئى بوده و برخى امين‌دريا مىگفتند و در هرحال سالهاى دراز است كه تغيير بستر داده به جاى اين كه وارد خليج بالخان شود به درياچهء خيوه مىريزد » . موافق نقشهء جديد كه تقريبا پنج سال قبل رسم شده - و مرتسم نقشه را به اسم اعلى حضرت پادشاه انگلستان موسوم ساخته و ويكتوريا ناميده - به طور قطع و يقين سرچشمهء جيحون از درياچهء سارى گل است كه در كوهستان پامير مىباشد . جريان آب كه بدوا موسوم به آب پنجه است و چندان عظمتى ندارد به طرف جنوب غربى است . همين‌كه به محاذات گل بالا رسيد تغيير جريان و راه داده رو به شمال مىرود تا گيل‌واسار . از